باز کردن ایران سیاسی ایرانی انتخابات

باز کردن: ایران سیاسی ایرانی انتخابات ایرانیان احمدی نژاد حسن روحانی احمدی نژاد ریاست جمهوری نتیجه انتخابات انتخابات شوراها

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی هزینه اعتراضات را چه کسی می‌دهد؟

«آیا گروه‌های سیاسی داخل و خارج از کشور می‌توانند فقط به مردم فکر کنند و رؤیاها و کینه‌های خود را به توده‌های مردم پمپاژ نکنند و فقط صدای آنان باشند؟ بعید هست.

هزینه اعتراضات را چه کسی می‌دهد؟

هزینه اعتراضات را چه کسی می دهد؟

عبارات مهم : خارجی

«آیا گروه های سیاسی داخل و خارج از کشور می توانند فقط به مردم فکر کنند و رؤیاها و کینه های خود را به توده های مردم پمپاژ نکنند و فقط صدای آنان باشند؟ بعید هست. متأسفانه این بومرنگی که گروه های سیاسی از پی کسب جایگاه قدرت به سمت مردم پرتاب می کنند، به سوی رهاکنندگان آن بازنمی گردد. به سوی مردم بازمی گردد و این گروه های سیاسی در آخر حادثه، هر یک به سر کارهای خود بازمی گردند و جهت آنان روز از نو و روزی از نو است.»

احمد غلامی، سردبیر شرق در سرمقاله روز شنبه این روزنامه نوشت: «اعتراضات مردمی اخیر بیش از هر چیز آزمونی سیاسی هست؛ آزمونی جهت مردمی که دچار بعضی تنگناهای معیشتی و سیاسی شده است و کف خیابان را برگزیده اند؛ آزمون مردمی که ناآرامی ها را به نظاره نشسته اند و زیر و بم آن را در ذهن خود تحلیل می کنند؛ آزمونی جهت اپوزیسیون خارجی و منتقدان داخلی وضع موجود.

هزینه اعتراضات را چه کسی می‌دهد؟

هر گروه و جناح سیاسی این اعتراضات را با رویکردی دوگانه مورد ارزیابی قرار می دهد. همه تحلیلگران خارجی و داخلی و حامی دولت بر این توصیه تأکید دارند که انگیزه مهم اعتراض مردم، اقتصادی (معیشتی) هست. بعد از بیان این توصیه است که موضع گیری های سیاسی آنان نمایان شدن پیدا می کند. گویا تأکید بر حق مردم فقط جهت به دست آوردن مقبولیت و مشروعیت است تا هر کس با نظر و نظرات سیاسی خود وارد گود و میدان شود و این مردم معترض را به سوی خود بکشاند. گلایه ای نیست تا بوده چنین بوده و در هنگامه ناآرامی تشخیص درست یا نادرست بسیار سخت هست؛ آن هم جهت مردمی که بیش از هر چیز دغدغه نان دارند. بعید است کسی باور کند مردم شهری دورافتاده در جنوب کشور در پی آزادی های سیاسی و جامعه مدنی اند که البته اگر باشند هم اشکالی ندارد. حرکت های اعتراضی در کشور عزیزمان ایران به سرعت از بستر واقعی خود خارج شده است و حتی جهت مردمی که کف خیابان اند، این سؤال پیش می آید که واقعا اینجا چه خبر است؟

شاید اغراق نباشد بگوییم جناح های سیاسی اعم از اپوزیسیون خارجی و منتقدان داخلی، هیچ کدام به معنای واقعی، تحلیل درستی از روستاها و شهرهای کشور عزیزمان ایران ندارند. یک طرف کشور عزیزمان ایران سوسنگرد است و ایذه، طرف دیگر آن قهدریجان. اینها را تعمیم بدهیم به شهرهای دیگر و آن چه از دل آن بیرون می آید، تفاوت و تضادهای بسیار در مطالبات آنان است که حول محوری به نام نارضایتی «از وضع موجود» همه را دور هم جمع و یک صدا کرده هست. آن چه در این میان خالی هست، یکدلی است و مسئله مهم در همین جاست. در جمع معترضان درخواست های متفاوتی وجود دارد؛ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و گاه درخواست هایی مبنی بر بازگشت سلطنت که چندان جدی به نظر نمی رسد. ولی همه این درخواست ها چه آنان که اصیل اند و چه آنان که ترکش های کوچکی هستند، گروه ها و جناح های سیاسی را مشغول کرده تا با نگاه و موضع گیری خود به سراغ این معترضان بروند. حتی مخالفان به خاص اپوزیسیون خارجی نه تنها یکدل بلکه یک صدا هم نیستند. آنان در یک چیز با معترضان هم داستان هستند: این که مخالف وضع موجودند ولی توصیه مهم در همین هم داستانی است: مخالفت با وضع موجود از نگاه ما با دیگران و از نگاه مردم کف خیابان با نظاره گران، از نگاه طبقه میانگین با نگاه طبقه فرودست جامعه کارگران و کشاورزان بسسیار تفاوت دارد. بی علت نیست که این پرسش بیش از هر پرسش دیگری در اذهان مردم که هم مخالف وضع موجودند و هم دلواپس حوادث اخیر، وجود دارد: «چه خواهد شد؟»

«آیا گروه‌های سیاسی داخل و خارج از کشور می‌توانند فقط به مردم فکر کنند و رؤیاها و کینه‌های خود را به توده‌های مردم پمپاژ نکنند و فقط صدای آنان باشند؟ بعید هست.

این پرسش بجا و درستی است که حاکی از نگرانی هست. نگرانی نسبت به آینده ای که چندان وضوح و شفافیتی ندارد و آن چه بیش از هر چیز دلواپس کننده هست، این است که کسی به این پرسش اساسی که «چه باید کرد؟»، هنوز پاسخ نداده هست. اگر هم پاسخی وجود داشته باشد نشات گرفته از آرزوهای ناکام و کینه های انباشته شده است گروه های سیاسی است که نسبت وثیقی با مطالبات مردم ندارد. مردمی که خود مطالبات متنوعی را دنبال می کنند و خسته اند از بی کاری، فقر، دزدی و اختلاس و وعده هایی که به آخر نرسیده هست. آیا گروه های سیاسی داخل و خارج از کشور می توانند فقط به مردم فکر کنند و رؤیاها و کینه های خود را به توده های مردم پمپاژ نکنند و فقط صدای آنان باشند؟ بعید هست. متأسفانه این بومرنگی که گروه های سیاسی از پی کسب جایگاه قدرت به سمت مردم پرتاب می کنند، به سوی رهاکنندگان آن بازنمی گردد. به سوی مردم بازمی گردد و این گروه های سیاسی در آخر حادثه، هر یک به سر کارهای خود بازمی گردند و جهت آنان روز از نو و روزی از نو هست. تا چند صباحی دیگر و هنگامه ای دیگر. از مولکولی کردن مردم مولکولی، سیاستی خلق نمی شود. آن چه سخت است خلق مردم از دل توده هاست. خلقی که با ترفندهای غیر اصیل به وجود نمی آید؛ اگر هم بیاید دیری نخواهد پایید. سیاست به مردم نیاز دارد و نه انبوهه ای از عقاید سیاسی متکثر و متلون که هر یک در پی اهداف و منفعتی به میدان آمده اند و بعضی از آنان ارتجاعی اند و بعضی خانمان برانداز و بعضی هم شاید دلسوز مردم. شاید نگرانی هایی از این دست هم ارتجاعی و «پسین» به نظر برسد و از دل آن تأیید اصلاح طلبی محافظه کار بیرون بیاید که با گوشه چشمی به قدرت در پی حفظ وضع موجودند. این نیز خلاف واقع نیست، در گردابی چنین هایل چه باید کرد؟ پاسخ به این پرسش سخت هست. ولی پاسخ به این پرسش که هزینه های گذر از وضع موجود را چه کسانی خواهند پرداخت، چندان سخت نیست. توصیه مغفول مانده در هر جریان اعتراضی در اینجا نهفته است.

آن چه اکنون در این بحبوحه نادیده انگاشته می شود، تلاش همه جانبه ای است جهت به فراموشی کشیدن کسانی که در گذشته پا به میدان پیگیری مطالبات مردم گذاشته اند. آن چه اصالت جریان های سیاسی را اثبات می کند، پرداخت همین هزینه های سیاسی است نه کسب جایگاه ها و منفعت های سیاسی. اینها پرسش هایی است که در ذهن همه وجود دارد، حتی اگر الان کسی بر زبان نیاورد.»

واژه های کلیدی: خارجی | سیاسی | اعتراضات | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs